جوک جدید , اس ام اس و عکس خنده دار | پرشین جوک

majidi
اختصاصی پرشین جوک

داستان آموزنده و خواندنی در مورد تصمیم درست – داستان های کوتاه

پیامک خنده دار , اس ام اس های خنده دار جدید

سخنان فلسفی و آموزنده از فیثاغورث به همراه زندگی نامه

اس ام اس فصل پاییز جدید

کاریکاتور , ترول و عکس های خنده دار ۱ مهر بازگشایی مدارس

روز های مدرسه – مطلب طنز و خنده دار

مفهوم ضرب المثل جدید آقا گرگ عیدت مبارک !

تست هوش و جالب رابطه اعداد در جدول – مردی حلش کن :-))

داستان زیبای افسانه فداکاری زنان – داستان های کوتاه

اس ام اس ضد پسر خنده دار ;)

اس ام اس عاشقانه , جملات شکست عشقی

بوی گند مدرسه :-)) – اس ام اس های باز شدن مدارس ۱ مهر

عکس خنده دار ۱ مهر – عکس های خنده دار

اس ام اس سرکاری – جدیدترین پیامک های سرکاری

پست دخترانه در شبکه های اجتماعی جدید – مطالب خنده دار

اس ام اس خنده دار جدید و داغ ۳۰ شهریور – پیامک خنده دار

اس ام اس خنده دار داغ داغ + عکس تک تیرانداز داعش

کلیپ خنده دار ۳ بزرگ مرد ایرانی :-D – کلیپ های خنده دار

جوک خنده دار , سری دیگشه بابا :-D

دل نوشته عاشقانه محبت آمیز و دوست داشتن همسر

جملات فلسفی , آموزنده و زیبا از فیثاغورث

معنای ضرب المثل همه راهها به رم ختم می شوند

اس ام اس خنده دار , طنز قاطی پاتی صبح ۲۹ شهریور :-D

داستان آموزنده مردانگی

جوک جدید و باحال از تولید به مصرف :-D

جوک خنده دار داغ داغ ۲۸ شهریور

دل نوشته های عاشقانه تنهایی ۲۸ شهریور

عکس خنده دار جدید , عکس طنز های ۲۸ شهریور

مطالب خنده دار جدید , جوک جدید – جتما خونید :-))

اینم یک سری ترول قدیمی و جدید و کلا قاطی پاتی :-D

متن به سلامتی .. , به سلامتی رفیق جدید

داستان آموزنده راه ساده تر – جدیدترین داستان ها

جوک جدید و خنده دار – جدیدترین جوک های آخر شهریور ۹۳

داستان کوتاه و جالب انتخاب همسر – داستان های کوتاه

استاتوس خنده دار شبکه های اجتمایی , طنز و خنده دار

اس ام اس عاشقانه و احساسی جدید شهریور

اس ام اس بازشدن مدرسه ها

طنز ایست بازرسی داعش نبینی از دست دادی

کلیپ فوق العاده زیبا غذا دادن مرغ عشق به بچه اش – حتما ببینید

اس ام اس خنده دار , پیامک خنده دار ۲۶ شهریور

تبلیغات

داستان کودکانه

247 views

داستان کوتاه

داستان کودکانه

داستان کودکانه خنده دار

یه روز مادر شنل قرمزی رو به دخترش کرد و گفت :
عزیزم چند روزه مادر بزرگت موبایلشو جواب نمیده . هرچی اس ام اس  هم براش میزنم
باز جواب نمیده . آنلاین هم نشده چند روزه . نگرانشم .
چندتا پیتزا بخر با یه اکانت ماهانه براش ببر . ببین حالش چطوره .
شنل قرمزی گفت : مامی امروز نمیتونم .
قراره با پسر شجاع و دوست دخترش خانوم کوچولو و خرس مهربون بریم دیزین اسکی .
مادرش گفت : یا با زبون خوش میری . یا میدمت دست داداشت گوریل انگوری لهت کنه .
شنل قرمزی گفت : حیف که بهشت زیر پاتونه . باشه میرم .
فقط خواستین برین بهشت کفش پاشنه بلند نپوشین .
مادرش گفت : زود برگرد . قراره خانواده دکتر ارنست بیان.
می خوان ازت خاستگاری کنن واسه پسرشون .
شنل قرمزی گفت : من که گفتم از این پسر لوس دکتر خوشم نمیاد .
یا رابین هود یا هیچ کس . فقط اون و می خوام .
شنل قرمزی با پژوی ۲۰۶ آلبالوئی که تازه خریده از خونه خارج میشه .
بین راه حنا دختری در مزرعه رو میبینه .
شنل قرمزی: حنا کجا میری ؟؟؟
حنا : وقت آرایشگاه دارم . امشب یوگی و دوستان پارتی دعوتم کردن .
شنل قرمزی: ای نا کس حالا تنها میپری دیگه !!
حنا : تو پارتی قبلی که بچه های مدرسه آلپ گرفته بودن امل بازی در آوردی .
بهت گفتن شب بمون گفتی مامانم نگران میشه . بچه ها شاکی شدن دعوتت
نکردن .

داستان کوتاه

شنل قرمزی: حتما اون دختره ایکبری سیندرلا هم هست ؟؟؟
حنا : آره با لوک خوش شانس میان .
شنل قرمزی: برو دختره …………………………………….
( به علت به کار بردن الفاظ رکیک غیر قابل پخش بود )
شنل قرمزی یه تیک آف میکنه و به راهش ادامه میده .
پشت چراغ قرمز چشمش به نل می خوره !!!!!
ماشینا جلوش نگه میداشتن اما به توافق نمی رسیدن و می رفتن .
میره جلو سوارش میکنه .
شنل قرمزی : تو که دختر خوبی بودی نل !!!!!
نل : ای خواهر . دست رو دلم نذار که خونه .
با اون مرتیکه …… راه افتادیم دنبال ننه فلان فلان شدمون .
شنل قرمزی: اون که هاج زنبور عسل بود .
نل : حالا گیر نده . وسط راه بابا مون چشمش خورد به مادر پرین رفت گرفتش .
این دختره پرین هم با ما نساخت ما رو از خونه انداختن بیرون .
زندگی هم که خرج داره . نمیشه گشنه موند .
شنل قرمزی : نگاه کن اون رابین هود نیست ؟؟؟؟ کیف اون زن رو قاپید .
نل : آره خودشه . مگه خبر نداشتی ؟ چند ساله زده تو کاره کیف قاپی .
جان کوچولو و بقیه بچه ها هم قالپاق و ضبط بلند میکنن .
شنل قرمزی : عجب !!!!!!!!!!!!!!
نل : اون دوتا رو هم ببین پت و مت هستن . سر چها راه دارن شیشه ماشین پاک
می کنن .
دخترک کبریت فروش هم چهار راه پائینی داره آدامس میفروشه .
شنل قرمزی : چرا بچه ها به این حال و روز افتادن ؟؟؟؟
نل : به خودت نگاه نکن . مادرت رفت زن آقای پتیول شد .
بچه مایه دار شدی . بقیه همه بد بخت شدن .
بچه های این دوره و زمونه نمی فهمن کارتون چیه .
شخصیتهای محبوبشون شدن دیجیمون ها دیگه با حنا و نل و یوگی و خانواده دکتر ارنست حال نمی کنن .

ارسال نظر (نظرات ارسال شده: بدون دیدگاه)

(نمایش داده نمی شود)

تبلیغات